تبليغاتX
هزارو یکمین شب - و انا الیع راجعون...
گویی آخرین شهرزادم برای روایت قصه هزارو یکمین شب!
 

... و انا الیه راجعون!

 

این روزها آغشته به بوی خاک کسی ست که ناغافل رفت.... مردی که عاشق زنی بود که ما همه دوستش می داریم.... شاید همه ی بچه های ارومیه خوب بشناسندش..... زنی که مثل مادرمان هست مردی را از دست داد که همه ی این ده سال عاشقش بود....

این سوگ هم تمام می شود .... سختی مرگ به مردن نیست به تحمل پذیر بودنش است .... حیف .... آن مرد با همه ی انسانیت و مهربانیش رفت ... دعا می کنم خدا دوستش بدارد.....

برمی گردم...

+   نوشته ي  فاطمه باباخانی  |