تبليغاتX
هزارو یکمین شب - من هم اعتراف مي كنم !
گویی آخرین شهرزادم برای روایت قصه هزارو یکمین شب!

اعتراف نوشته :

 

              كاملن جدي ...

نمي دانم اين بازي از كجاي اين دنياي مجازي شروع شد . اما تا به خودم آمدم ، ديدم كه يكي – سیاه و سفید– مرا قاطي كرده . يعني دستم را گرفت و آورد وسط گود . و من ناشيانه ، دست و پايم را گم كرده ام انگار . شايد جالب باشد ، شايد هم نه ! اعتراف هاي يك قصه نويس 21 ساله ي اروميه اي كه قدش 170 است و وزنش 50 و law student   است !

ü       اعتراف مي كنم كه از صراط مي افتم ، كه آن بهشتي كه مي خواستم بسازم ، نمي شود ساخت . كه سيب بهانه بود ، من خود از بهشت خدا گريختم . كه مرا در گرگ و ميش صبح يكي از همين روزهاي بعدم به جاي خرگوش زدند !

ü       اعتراف مي كنم كه ديبا ناظمي شده خواب و خوراكم ! ولي نمي دانم چرا پا نمي شود بيايد توي قصه هايم و با سه حرف سبكش دنيايم را به هم بريزد يك جور ديگرتر . يك جوري كه خودش بهتر مي داند ! ( بوست دارم ... )

ü       اعتراف مي كنم كه اسم كوچك من شهرزاد است ، اگر چه بي خودي مرا فاطمه ناميده باشند . توي تن من قصه جريان دارد به جاي آب و خون . من ، شهرزاد خودم هستم و خود ، اميرخود . كه هر شب قصه اي از خود مي زايم و صبح اميري مي شوم كه شهرزادگي خودم را گردن مي زنم و ...

ü       اعتراف مي كنم ، من هرگز راه ها را بلد نبودم . نشاني خيابان ها و كوچه ها را نمي دانستم و شماره ي پلاك ها را هم . و يك روز ، يكهو تمام راه ها و خيابان ها و كوچه ها مرا به او رساندند ! به او كه بد جور دلشده ي دست تكان ، تكان ، تكا ، ت ... كا ... ت ...  به اش كه فكر مي كنم توي دلم يك اقيانوس ماهي برايش پشتك مي زنند ! تعبير همه ي خواب هاست اگر چه دور ... دورتر ... دورترتر ... دورترترتر ... بي او به بهشت هم نمي روم !

ü       اعتراف مي كنم كه بدجورPotato Sticks  و پرتقال و هلو دوست دارم . و عاشق بوي ليمو و سس تند كچاپ ام . هر كاري هم كردم نشد كه اين ملافه ها را از تن قصه هايم بكنم و بريزم دور ... و اگر اينجا و دختر به دنيا نمي آمدم احتمالاً يك شورشي فراري يا ملكه ي انگلستان مي شدم . شايد هم پناه مي بردم به جنگل هاي ناشناخته ي آفريقا ! راستي ، آرزوي چيزي را هم ندارم . متاسفانه به هر چيزي كه فكر مي كنم مي بينم دست يافتني ست ، فقط كافي ست برايش كمي جان بكنم ! تنها يك چيز غير ممكن است : اعتراف گرفتن از من !

 

اعتراف كنيد :

     عصيان - همین و دیگر هیچ - روح تکانی- گ -دانای کل 

 

+   نوشته ي  فاطمه باباخانی  |